تبليغاتX
نقطه سر خط - غریبه آشنا

كلبه ي عشق او درون قلبم مكان مقدسي بود كه هر روز طوافش

 ميكردم ،با تمام وجود مي پرستيدمش

امّا نميدانستم كه در نگاه او چه مي گذرد وچه چيزي وجود دارد هر

 روز با احساس تر از گذشته از كنارش مي گذشتم

واو بي احساس تر از ديروز نگاهم مي كرد با خود مي انديشيدم كه

 غرور مردانه اش اورا به اين وا مي دارد كه در برابر

عشقش سكوت كند امّا افسوس......؟؟؟؟؟

افسوس كه اشتباه بزرگي متكب شدم من شكستم نمي دانم

چطوري وچرا؟ولي احساس تكه تكه شدن قلبم را حس مي كردم

 او نابودم كرد

وقتي امروز دست در دستان رقيبم نهاده بود وبي احساس تر از

 هميشه از كنارم گذشت ومن با تمام وجودم او را درون كلبه ي

قلبم به خاك سپردم .

 

كسي كه خواهان طلوع شادي ها وغروب غم هايت است:

 

دختر تنهاي شبهاي تو.....

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 17:24 توسط مینا جونی |