تبليغاتX
نقطه سر خط - بنام آنكه آفريد مرا تا دوست بدارم تو را بي آنكه بدانم چرا.

                                                 

بنام انکه توراافریدبرای عشق

 

بهش بگین که من هنوزبیادشم بهش بگین که می هنوزچشم به راهشم

 

بهش بگین که من چقدردوسش دارم می میرم براش زنده می شم همیشه من دنبالشم

 

بهش بگین هرلحظه که نبینمش دل واسه دیدنش پرپر می شه

 

به عشق صداش شبا به رویا می رم به عشق چشاش ترانه می گم

 

به عشق اون دستای مهربونش که بیادونوازشم کنه

 

بهش بگین دلم می خواد فقط بدونه که زندگی بدون اون نمیشه

 

دلم می خواد فقط بدونه که زندگی با اون همیشه

m2 

دلم خیلی خونه فقط تورومی خونه اینو دلم می دونه

 دوست دارم همیشه بمون پیشم چی میشه ای که بی تو نمیشه

کاش می شدبدونی دلم بی تومیمره  می پوسه غم می گیره وقتی تو نبا شی

کاش می شدبدونی دلم به تو اسیراسیراون نازچشای قهوه ایت

کاش می شدبدونی که این دل دیوونه فقط با می مونه

بری بی تومیمیره میشه رونده اززمونه

دوست دارم عزیزم

بیا ببین اشک می ریزم به پای تو هنوزم

 اشکام همه فدای اون خنده های روی لبات

دلم خیلی خونه فقط این ومی مونه تورومیخوادباتومی مونه

m2

من به مهماني دنيا رفتم

من به دشت اندوه ،

من به باغ عرفان

من به ايوان چراغاني دانش رفتم

رفتم از پله مذهب بالا

تا ته كوچه ي شك

تا هواي استغنا

تا شب خيس محبت رفتم

من به ديدار كسي رفتم در آن سرعشق

رفتم،رفتم تا زن

تا چراغ نفرت ،تا سكوت خواهش،تا صداي پر تنهايي

چيزها ديدم در روي زمين

كودكي ديدم ،ماه را بو كرد

قفسي بي درد ديدم

كه در آن روشني پرپر ميزد

نردباني كه از آن ،عشق مي رفت به بام سكوت

من زني را ديدم ،نور در هاون مي كوبيد

ظهر در سفره ي آنان نان بود ،سبزي بود

دوري شبنم بود كاسه ي داغ محبت بود........

( سهراب سپهري)

 

اگرتنهاترین تنهایان شوم بازهم خداهست،

اوجانشین همه ئ نداشته هائ من است

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 9:1 توسط مینا جونی |